شما اینجا هستید
سیاسی » ناگفته و نقد سوم: طرحها و پروژه هاي عمراني یادداشتی از غلامرضا پاکدل

  

 

بسمه‌تعالي

 

 

 

 

مسؤلين محترم رسانه ها و مردم شريف شهرستانهاي گچساران و باشت و حومه

 

 

 

با سلام و دعاي خير،

روز شنبه ۲۳ تير ماه ۹۷يادداشتي تحت عنوان ” تاجگردون در محاصره منتقدان /  اگر تاجگردون نماينده نباشد “ در سايت خبري كبنا درج گرديده بود . هر چند متأسفانه نام و نشاني از نويسنده در ميان نبود، چون نگارنده اي كه قرار است بدون سند و مدرك حرف بزند و از كلمات و عبارات خارج از ادب استفاده كند، نمي تواند نام و نشان داشته باشد يا اگر هم شناسنامه اي داشته باشد نمي تواند آنرا بروز دهد،  ولي به هر حال، از آنجاييكه  بجز دو خط اول آن، تقريباً كل مطلب متوجه اينجانب بود و بنوعي ضمن قبول نقدهاي قبلي بنده، به عملكرد نماينده در طرحهاي عمراني پرداخته بود،  مطابق روال معمول و به احترام  مخاطبين محترم، پاسخ مشروح تقديم مي گردد و بهانه اي شد تا ناگفته و نقد سوم نيزنگاشته شود :

  • دعوت به مناظره از سوي بنده با دعوت مناظره از سوي سايرين متفاوت است، زيرا بنده در اين دعوت كاملاً جدي بوده و در صورت عملي شدن، با مستنداتِ مكتوب پرده از دورويي، نخبه كشي، تبعيض، بي عدالتي و پارتي بازي بي سابقه، بصورت آماري و مقايسه اي، بر خواهم داشت.
  • كاش نگارندهْ محترم مانند شخصِ نماينده، به شعور مردم توهين نمي كرد و سعي در تحريف اين واقعيت نمي نمود و مي دانست كه مردم واقفند و توقع ندارند كه مشكل پيچيده و فراگير بيكاري توسط نماينده حل شود، بلكه آنچه مردم را كلافه نموده است تبعيض و پارتي بازي بي سابقه و ادامه دار شخص نماينده و نزديكان ايشان است كه در شش سال و نيمِ گذشته همهْ فرصتهاي شغلي، اقتصادي و رياستي و مديريتي را فقط به فاميل، اقوام، بستگان ، دوستان و متملقيني مانند همين نگارنده اختصاص داده اند.
  • اشاره نموده اند كه براي تخريب ايشان از همه اهرمها از جمله تهمت، تخريب، تهديد، سخنراني، شب نامه و … استفاده شده است. جداي از سايرين، اتفاقاً بنده در اكثر مرقومه هايم عرض كرده ام كه ايشان از نظر كشوري، مطرح بودن در سطح ملي، اقتدار در مجلس و در ميان دولتيان، جزء مقتدرترين نمايندگان مي­باشند ولي افسوس كه نمي دانند اين اقتدار را با رأي مردم بدست آورده اند و بجاي اينكه از اين اقتدار به نفع مردم استفاده نمايند، به نفع خود، فاميل و دوستانشان و همچنين براي سركوب منقدان و نابودي نخبگان استفاده نموده و مردم را متأسفانه به هيچ انگاشته اند و گرنه بنده به شخصه از دفاعيات ايشان و نمايندگان دو حوزه ديگر استان در خصوص دفاع آنها از حق و حقوق حوزه انتخابي­شان در چارچوب قانون، احترام گذاشته و آن را مي­ستايم و به سهم خويش بابت دفاعيات قانوني آقاي تاجگردون و فرماندار يا ساير مسئولين در هر زمينه­اي نيز تشكر مي كنم، ولي اين به معناي ناديده گرفتن تلاشهاي نمايندگان قبلي مردم گچساران و يا اهانت به نمايندگان مردم بوير احمد نيست. ( بگذريم كه آقاي تاجگردون از سادگي و صداقت مردم بويراحمد چگونه سوء استفاده مي­كنند و در شرايط دلخواهشان خود را بويراحمدي       مي­خوانند و بر سفره آنها مي­نشينند و نمك مي خورند و نمكدان مي­شكنند، كه اين از ويژگيهاي ايشان است ).
  • خيلي از مردي و مردانگي سخن رانده اند ولي كاش مي دانستند، مردانگي به صداقت، راستي، يك رنگي، شفافيت ، اداي حق مظلوم، ايستادن روي قول، وفاي به عهد و صفاتي از اين قبيل است.
  • بدون هيچ عدد و رقم و استدلال و سند و مدركي سؤال فرموده اند : آقاي پاكدل شما و دوستانتان قادر خواهيد بود يك دهم دكتر! تاجگردون در صورت نمايندگي، كارايي داشته باشيد؟ بله، دوست ناشناس. قادريم. به دودليل يكي اينكه قبلاً در عمل كار كرده و ثابت كرده ايم و دوم اينكه آقاي تاجگردون در مقايسه با ما كمتر كار كرده است، لذا به جرأت و با اطمينان عرض مي كنم نه تنها يك دهم بلكه بيشتر از ده برابر ايشان مي توانيم كار كنيم. براي اثبات ادعايمان و براي اينكه مانند شماها شعار نداده باشم، پاسختان را با استدلال و سندو مدرك مي دهم. باشد كه قانع شويد، هر چند شما خواب نيستيد ولي متاسفانه خود را به خواب زده­ايد و بيدار كردنتان سخت است. اينگونه كه شما قلم رانده­ايد، متاسفانه و با عرض پوزش، از همان سرسپردگان متعصبي هستيد كه به هيچ صراطي مستقيم نخواهيد شد ولي بنده عرض مي­كنم تا لااقل مردم شريف و مخاطبين عزيز، بيشتر در جريان قرار گيرند.

اولاً: بنده در ناگفته و نقدهاي قبلي خصوصاً در ناگفته و نقد دوم، تحت عنوان ” انتصابات ” از عدم شايسته سالاري، تبعيض، بي عدالتي و پارتي­بازي در فرصتهاي مديريتي، جذب نيرو، خودرو، حتي وامها و ساير فرصتهاي معيشتي و اجتماعي، مستدل و مفصل پرده برداشته ام و جناب نماينده و هوادارنشان با تمام وجود سعي در پاسخگويي ( البته پاسخي كه نداشتند بايد گفت سعي در فرافكني ) داشتند، كه پاسخ آنها نيز داده شد. بنابر اين هم براي مردم شريف روشن شد و هم خودشان تلويحاً پذيرفتند و هم از مرقومه شما مشخص است كه با زيركي آنرا فقط به نارضايتي جوانان از بيكاري ربط مي­دهيد و مي­گذريد (يعني شما هم صحه ميگذاريد ). خلاصه اكنون كه آنهمه بدبختي را بر سرمردم آورده اند، حاضر به عذرخواهي نبوده و هنوز هم دست بردار نيستند و حتي در آخرين موارد يعني صدوچهل نفر اخير در شركت نفت و نيروهاي بيمارستان بي بي حكيمه، به طرز عجيبي، وقيحانه عمل كردند، تنها چيزي كه به ذهن متبادرمي گردد اين است كه يا سر در زير برف كرده اند، يا مردم را ناديده گرفته­اند و يا به قلم افراد متملق همچون اين نگارنده اميد بسته اند.  اكنون كه ظاهراً سايتهاي طرفدار نماينده ، قلم فرسايان دربست و دراختيار و ساير ذوب شدگان در ايشان، نمي خواهند يا نمي توانند ايشان را متقاعد كنند كه به بي عدالتي، تبيعض ، پارتي بازي، حق خوري و … پايان دهد و بنوعي مهر تائيد بر همه آنها زده اند، به پروژه هاي عمراني روي آورده اند و سعي دارند با بي انصافي محض، نه تنها زحمات نمايندگان، مديران و مسؤلين قبلي را ناديده بگيرند، بلكه آنها را به نام نماينده فعلي مصادره كنند. لذا هرچند وظيفه اصلي نماينده قانون گذاري و نظارت بر حسن اجراي قانون بوده، نه دخالت و به نوعي اجرا و پيگيري وظايف قوه مجريه، ولي فرصت را مغتنم شمرده و اين مورد را نيز مستنداً بشرح زير عرض  مي كنم. باشد كه انشاءالله از امروز به بعد ديگر در اين خصوص نيز حرفي براي گفتن نداشته باشند.

با توجه به اينكه بهترين مقايسه، مقايسه دوره شش سال و اندي  ايشان با شش سال و اندي قبلي است، و به همان دليلي كه خودتان فرموده ايد كه بنده مدير بوده وميدانم، حتماً قبول داريد در شش سال و اندي قبل از ايشان، جاده چهار خطه سه راهي به بندر گناوه ( تعريف، تصويب انتخاب مشاور و تقسيم آن به سه قطعه) ، دانشكده نفت، بيمارستان نود وشش تختخوابي (بي بي حكيمه)،  بيمارستان شصت وچهار تختخوابي شركت نفت، مجموعه ورزشي شهيد افراز (كاركنان )، مجموعه ورزشي شهيد درخشان (پانصد دستگاه)، زورخانه شهيد نريموسي ( پانصد دستگاه )، استخر و زمين چمن انتهاي بلوار بعثت، فرهنگسراي تپه آفتابگردان، فرودگاه، زيرگذر، صعود تيم فوتبال به ليگ دسته يك براي اولين بار با پانصد ميليون تومان و سقوط  آن در دوره مديران نماينده فعلي با حدود چهار ميليارد تومان به ليگ دسته دو، مدرسه شبانه روزي پانصد دستگاه، بلوار اول شهر به سمت كاركنان و پانصد دستگاه، هدايت فاضلاب و آبهاي فصلي منتهي به رادك و پربالي، ( كه تا اين رديف پروژه هاي از محل اعتبارات نفت بودند كه با مناطق تفتخيز جنوب و نماينده وزارت نفت در پروژه هاي عمراني، بطور مستمر توسط اينجانب پيگيري مي شدند. جا دارد همين جا از براد بزرگوار آقاي حاج سيف الله جشن ساز ياد كرده وتشكر نماييم). پتروشيمي، پالايشگاه نفت گچساران ( اخذ مجوز خوراك، بازديد سرمايه گذاران، مشخص شدن سرمايه گذار، تعيين محل و كلنگ زني، كه متاسفانه بدليل عدم پيگيري در سالهاي اخير، مجوز خوراك ابطال گرديد و نماينده محترم به تازگي مجدداً پيگيرتخصيص خوراك شده اند)، اتوبان با ميدان به بهبهان، جاده پاتاوه/ دهدشت/ ياسوج  شامل تونل ديل، سدكوثر، آبياري زمينهاي دشت ليشتر،  سدچم شير،  آبياري زمينهاي دشت امامزاده جعفر، جاده كمربندي،  فرمانداري جديد، پارك بانوان، احداث هفت جايگاه سوخت، احداث هشت ساختمان اداري و سه كتابخانه، هزار و هشتصد دستگاه مسكن مهر، اعطاي هزار و هشتصد فقره وامهاي بيست ميليون توماني با كار مزد چهار درصد به روستائيان بدون مسكن، وامهاي با بهره كم و با بخشودگي درصدي از آنها به كشاورزان براي حفر چاهها و نصب توربين و تلبمه برقي و آبياري تحت فشار، اجراي طرحهاي هادي در روستاها، آسفالت جاده هاي روستايي در كنار تكميل گازرساني، آب رساني و برق رساني، تصويب و اجراي دو در هزار نفت براي اولين باربراي مناطق نفت خيز و سپس تبديل آن به دو درصد براي مناطق محروم، احداث دانشگاه پيام نور باشت، شهرستان شدن باشت، ايجاد بخش بوستان، احداث سه سد خاكي،  ايجاد زير ساخت هاي شهرك صنعتي خان احمد، توسعه وايجاد چند منطقه گردشگري، احداث سالن ورزشي در بوستان، احدث چندين مدرسه از ابتدايي تا دبيرستان، خانه عالم، درمانگاه و خانه پزشك، ايجاد  چند زمين ورزشي تا مرحله كاشت چمن و پروژه هاي كوچك ديگري، تعريف، مصوب، تأمين اعتبار و اجرايي شدند كه برخي از آنها تكميل ومورد بهره برداري قرار گرفتند و برخي نيز ادامه داشته اند كه بعداَ تكميل شده اند يا هنوز ادامه دارند.

در دوره شش سال و اندي نماينده محترم،  براساس گزارش اغراق آميز شما، ادامه اتوبان بابا ميدان/ بهبهان، جادهاي مواصلاتي، ورودي شهر و روستايي، گازرساني روستاهاي باقيمانده، اورژانس هوايي، نوسازي بافت فرسوده و بنده بر حسب انصاف اضافه مي كنم: بهسازي خيابان بلاديان، ساخت بيمارستان در كاركنان، پرديس سينمايي، احداث تعدادي زمين چمن مصنوعي و پارك بازي در بعضي از روستاها،  كلنگ زني تونل ديل، لاستيك سازي، فازهايي از آبرساني دشت ليشتر ، امام زاده جعفر و باشت، اعطاي وامهاي مختلف، تسهيلات بنوشكه، جاده سازي، گازرسانس و آبرساني به روستاها، ساخت مدارس از ابتدايي تا دبيرستان، كتابخانه، درمانگاه، خانه عالم، خانه پزشك، سالنهاي ورزشي،  ادامه برخي ديگر از طرح ها و پروژه هاي دوره هاي قبل و پروژه هاي كوچك ديگر، مصوب، تأمين اعتبار و يا  اجرايي شدند كه برخي از آنها تكميل و مورد بهره برداري قرار گرفتند و برخي ادامه دارند. (توجه: پروژه ها و اقدامات كوچكتر از موارد ذكر شده، براي هر دو دوره، ذكر نشده اند ).

توضيح اينكه از فرمانداران گچساران و باشت در هر دو دوره گزارش طرح ها و پروژه ها خواسته شد، تا اجحافي نشود و اطلاعات موثق باشد، ولي فرمانداران فعلي هر دو شهرستان علي رغم قول مساعدت، اطلاعاتي ارائه ننمودند. لذا سعي گرديد در حد امكان طرح ها و پروژه هاي مهم دوره آنها، ذكر گردند. ممكن است موارد نه چندان بزرگي  از هردو دوره از قلم افتاده باشندكه با توجه به ماهيت مقايسه اي بودن موضوع تفاوت بارزي ايجاد نمي نمايد. روي درصد پيشرفت طرح ها وپروژه ها نيز بررسي هاي انجام گرديد كه اختلاف قابل ملاحظه و معنا داري نشان نمي داد.

با مقايسه سر انگشتي متوجه مي شويد كه همچنانكه در خصوص موارد ديگر، با هياهو و شعار، فضا را به نفع آقاي تاجگردون تغيير داده بوديد، در خصوص طرح ها و پروژه هاي عمراني نيز همين گونه است. حال آنكه با توجه به جايگاه ايشان در أس كميسيون برنامه و بودجه، انتظار بسيار بيشتري نيز مي رفت. مخصوصاً در خصوص تعريف و تصويب طرحها و پروژه هاي جديد كه اصلاً فاصله از زمين تا آسمان است، يعني اگر طرحهاي قبلي نبود، نماينده محترم و تيمشان بايد دنبال شغل دومي مي رفتند تا ازبيكاري حوصله شان سر نرود!!  ، پس ما بر خلاف ادعاي شما، بدرستي مدعي هستيم كه بيش از ايشان در اين حوزه موفق بوده و به ياري حق و اعتماد مردم درآينده نيز مي توانيم باشيم. بديهي است چنانچه عنوان شود كه اعتباري تصويب يا بودجه هاي آنچناني تخصيص داده شده است،  ولي منجر به طرح ها و پروژه هاي متناسب نشده باشد، حتي با احتساب تورم و تغييرات ناشي از نرخ ارز و امثالهم، توجيه پذير نيست و اگر نپذيرند كه فقط يك شعار وشوي تبليغاتي است، پس بايد دنبال اعتبارات، بودجه ها و پولها گشت!!!

  • در خصوص مديران و معاونين ادارات كل و معاونين استاندار در شش سال و اندي قبل از دوره نماينده فعلي هم از آقايان سيد محمود موسوي، جعفر گرجي زاده، اياز آقايي، يدالله مرادي، اردلان زينل زاده، آرش مصلح، نوذر شبرنگ، محمد جعفر زاهدي، عطا شيرزاد، صامر مراديان، محمد احمديان، عين الله درخشان، ابوالقاسم محمدزاده، داريوش محموديان، نعمت الله دارفرين و سر كار خانم پُردال مي توان نام برد. پس اينكه به كَرّات ادعا مي كنيد كه قبلاً در استان كسي از حوزه گچساران و باشت در مصدر امور نبوده است، نوعي بي انصافي و كذب است.
  • خيلي به مقاومت آقاي تاجگردون و مديران ايشان كه بنده هم آنرا مي ستايم، نازيده ايد،. البته از آنجائيكه مطمئنم نمايندگان ادوار، خود در فرصت مناسب از عملكردشان دفاع لازم را خواهند كرد، قصد ورود و دفاع از عملكرد كسي را ندارم ولي چون طبق معمول مقاومت و تلاش سايرين را ناديده گرفته­ايد و پرسيده ايد: “آيا تاكنون چنين اتفاقي رخ داده است كه مسئولان گچساراني توان حق طلبي در برابر ديگر قدرتهاي استان داشته باشند؟”، فقط جهت يادآوري خدمتتان عرض مي كنم: بله، فراموش نكنيد بعضيها تا پرتاب بشقاب به بالاترين مقام استان پيش رفتند كه همه به آنها ايراد گرفتند وگرفتيم كه نياز به حركتهاي اينچنيني، ديگر نيست. ولي طبق معمول شما تلاش و تعصب ديگران را نمي بينيد.
  • اينكه در خصوص شخص بنده قضاوت كرده و فرموده ايد كه جاي تاجگردون را نمي­گيرم، به جرات خدمتتان عرض كنم در پارتي بازي ( نيروهاي بيمارستان بي بي حكيمه )، بي عدالتي (صد و چهل نفر اخيرشركت نفت )، تبعيض ( معرفي نيرو به شستا )، عدم شايسته سالاري ( انتصابات، مخصوصاً انتصابات شركت نفت )، دورويي
    ( اظهارات ايشان مبني برعذرخواهي رهبر، در سخنراني قبل از عيد و پست اينستاگرام دو روز بعد )، وعده هاي بي اساس
    ( فريب دادن نيروهاي قراردادي شركت نفت با آوردن وزير كار، گرفتن رأي آنها و نامه بلامحل به استاندارد و درج درسايت براي فريب مجددشان… ) و ساير موارد اينچنيني، درست مي­فرماييد، بنده با كمال افتخار جاي ايشان را نمي ­گيرم، ولي در خصوص موارد خلاف اينها، فعلاً كه هنوز بنده اعلام كانديداتوري ننموده ام و صرفاَ در مرحله دقاع از عملكرد خودم، نقد عملكرد ايشان، افزايش آگاهي مردم شريف، شناساندن چهره واقعي ايشان و بنوعي معرفي توانمنديهاي خودم هستم،  ولي اگر روزي خدا خواست و تكليف احساس شد و اقبال عمومي بود، همچنانكه در نقدها و روشنگريها ظرف پنج ماه، به لطف حق تا اين حد موفقيت حاصل شده است، با همراهي و همكاري اعضاي اتاق فكر، تيمهاي كارشناسي و حلقه هاي مردمي، برنامه هايي ارائه خواهد شد كه نماينده فعلي و امثال شما، خواب آن را نديده باشيد و وقتي ايميلهاي لو رفته بعنوان برنامه نماينده فعلي ( كه فكر مي كنيد اگر نباشند كسي از اين برنامه ريزي ها نمي تواند بكند!! )، را دوباره مطالعه كنيد از شرمندگي خيس عرق شويد. شك نكنيد بر خلاف تصور جنابعالي، در عملكرد، راحتترين كار براي اينجانب، پيشي گرفتن  از آقاي تاجگردون است، چون برخلاف آنچه شماها فكر مي كنيد و براساس مستندات و استدلالهايي كه تاكنون ملاحظه فرموده ايد، ايشان عملكرد بسيار معمولي و پايين تر از متوسط دارند و فقط با تبليغات از خود بت ساخته اند كه انشالله در هم خواهد شكست. البته مجدداً تأكيد مي كنم، منكر لابيگري و اقتدار ايشان درسطح ملي و حضور موفقشان در رسانه ها نيستم،  ولي اين اقتدار كه به سبب رأي مردم بدست آمده است، بيشتر به نفع خود، خانواده و فاميلش بوده و هست و كمترين نفع را براي مردم داشته و دارد.
  • در كمال تعجب خواسته ايد كه دست از خيانت، تهمت و تخريب برداريم. اين شيوه اتهام زني ولگدمال كردن شعار زيباي ” زنده باد مخالف من ” و جايگزيني آن با ” بلاك باد مخالف من “، عادي شده است. بفرماييد دراين همه  نقدي كه بنده نوشته ام، كجا مصاديق اين زشتيها وجود دارد؟ ضمناً، خودتان خوب ميدانيد، شست و شش هزار رأي را چگونه و در چه فضا و شرايطي بدست آورديد، با اين وجود اگر حرمتشان را نگه داشته بوديد، باز هم امروز         مي توانستيد از آنها كمك بگيريد ولي خيلي دير شده است.  توصيه بنده به نماينده محترم و دوستاني كه اين مدت از هول حليم در ديگ افتاده اند و به شدت از ايشان بد دفاع مي كنند، اين است كه حداقل نقدهاي بنده را كه مستند، رُك و منصفانه هستند، به فال نيك گرفته و به جاي اينكه با عصبانيت جبهه بگيرند، درصدد اصلاح خويش برآيند، “شايد عاقبت بخير شوند “.
  • با اين اوصاف و نقدهاي گذشته، لطفاً از نوشتن پاسخهاي شعاري و بدون استدلال و عدد و رقم، و بكار بردن شعارهاي تبليغاتي در مقايسهْ عملكرد، خودداري كنيد، زيرا مردم اين روش را توهين به شعور خود مي دانند. همينطور در خصوص القاب بي مسمّي كه براي ايشان ساختيد و مي سازيد، مثلاً معمار اقتصاد: در صورتيكه بدتر از اين اقتصاد كسي بخاطر ندارد، مگر اهل قبور!!، يا مير شكار: در حاليكه ايشان توان شكار بهترين فرصتها را نداشتند!!. مثلاً از بهترين فرصتهاي پيش آمده در وزارت نفت، بجاي اينكه پروژه هاي مهم حاصلِ شكارِ ايشان باشد، گاهاً با انتصاب يكي از بستگانش در شركت نفت، شكارش را  از دست داد. يعني مير شكاري كه نميدانست به كجا شليك كند و  شكار قوچ كوهي را با  روباه معاوضه كرد. (بياد سريال سلطان و شبان )، يا  اميركبير: بي انصافي است اعطاي لقب بنيان گذارِ دارالفنون جهتِ آموزشِ دانش و فن آوريهاي نو، براي كسي كه مدرك دكتراي جعلي هم ندارد ولي خود را دكتر مي خواند. يا شهريار: اين لقب برازنده كسي است كه تمام مردم شهرش را به يك چشم ببيند و به يك شكل به آنها ياري رساند، نه كسي كه در دوره اش يكي خورده تا از گلويش بر آمده و ديگري از گرسنگي جانش در آمده.!. ايشان كه بيش از هر چيز به فكر منافع فاميل و نزديكانش مي باشد. شايد فاميل يار برازنده اش  بود. خواهشاً بدانيد مردم آگاهند و متوجه هستند كه ” به كچل مي گوييد: زلفعلي! “. پس اگر ميخواهيد گزارش يا پاسخ دهيد، مستند ومستدل، مانند نقدهاي اينجانب، و اگر ميخواهيد لقب دهيد بامسمّي، مانند:  “مرد هزار چهره ” يا “مرد لابيها “.

  نتيجه اينكه، بدون شك اگر آقاي تاجگردون نماينده نباشد، جاي هيچگونه نگراني نيست، بلكه پاياني است بر  نوعي ديكتاتوري و اميدي است به فردايي بهتر.

 

 

 

غلامرضا پاکدل

۱/۵/۹۷

 

 

 

 

 

برچسب ها :

این مطلب بدون برچسب می باشد.

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است -
آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد -

گچ نا | خبری | تفریحی | شخصی | مذهبی